عبد الرزاق اللاهيجي

280

گوهر مراد ( فارسى )

فصل دوّم از باب سوّم از مقالهء دوّم در بيان آنكه صادر و مجعول بالحقيقه از واجب تعالى ماهيّت اشيا است يا وجود اشياء يا اتّصاف ماهيّت ، به وجود بدان كه هر يك از احتمالات ثلاثه قايل دارد . و احتمال اوّل ، مذهب محققين است و بيانش آن است كه سابقا دانسته شد كه وجود نيست مگر مفهوم اعتبارى عقلى كه در خارج واقع نتواند بود و صادر و محصول بالذّات ، لا محاله عينى است واقع در خارج ، پس ماهيّت باشد نه وجود ، بلكه چون ماهيّت صادر گردد و واقع گردد در خارج ، عقل انتزاع كند از او مفهوم بودن در خارج را كه معنى وجود است . پس قايل به جعل وجود ، اگر از وجود مذكور مفهوم مذكور « 1 » خواهد ، بديهى است لا محاله بطلانش ؛ و اگر گويد كه مراد از وجود حقيقتى است در خارج كه به ازاى مفهوم مذكوره است ، گوييم امرى در خارج ، به ازاى مفهوم مذكور نتواند بود مگر چيزى كه منشأ انتزاع مفهوم مذكور باشد و « 2 » منشأ انتزاع مفهوم مذكور در ممكنات نيست مگر ماهيّت ممكن صادر شده به سبب ارتباط و ملاحظهء وى با جاعل . پس اگر مراد از حقيقت وجود ، عين « 3 » همين ماهيت صادر شده

--> ( 1 ) الف ، ج : « مذكور » ندارد . ( 2 ) الف : « و » ندارد . ( 3 ) ج : « عين » ندارد .